جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

جانا حدیت حسنت در داستان نگنجد

جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد

جولانگه جلالت در کوی دل نباشد

جلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجد

سودای زلف و خالت در هر خیال ناید

اندیشه‌ی وصالت جز در گمان نگنجد

در دل چو عشقت آمد سودای جان نماند

در جان چو مهرت افتد عشق روان نگنجد

پیغام خستگانت در کوی تو که آرد

کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد

دل کز تو بوی یابد در گلستان نپوید

جام کز تو رنگ گیرد خود در جهان نگنجد

آن دم که عاشقان را نزد تو بار باشد

مسکین کسی که آنجا در آستان نگنجد

بخشای بر غریبی کز عشق می‌نمیرد

وانگه در آشیانت خود یک زمان نگنجد

جان داد دل که روزی در کوت جای یابد

نشناخت او که آخر جای چنان نگنجد

آن دم که با خیالت دل را ز عشق گوید

عطار اگر شود جان اندر میان نگنجد

  اثر خطاطی از هنرمند ارجمند مجتبی سبزه

در سال ۱۳۷۱ این غزل زیبا با صدای استاد شجریان در آلبوم آسمان عشق منتشر شد: دانلود و شنیدن این آواز 

دستگاهسه گاه

تار: داریوش پیرنیاکان

نی: جمشید عندلیبی

سنتور: مسعود شناسا

بربط: محمد فیروزی

کمانچه و غژک: سعید فرجپوری

تنبک: همایون شجریان

سال اجرا: ۱۳۷۰

سال انتشار: ۱۳۷۱

2 دیدگاه در “جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *